سفرهای تفریحی هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در دهه محرم

دسته: سیاسی
دوشنبه - ۱۲ مهر ۱۳۹۵
سفرهای تفریحی هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در دهه محرم

 درحالی‌که دهه محرم ایام عزاداری اهل‌بیت عصمت و طهارت است و ایران اسلامی یکپارچه عزاداری است هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش در این دهه و حتی روزهای تاسوعا و عاشورا و یازدهم محرم به سفرهای تفریحی شمال و سد لتیان می‌رفته‌اند.

در دهه عزاداری برای سالار شهیدان،هستند خانواده‌هایی که در این ایام، به مسافرت‌های تفریحی، شنا، جت اسکی و … می‌روند.

یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۷۰ (تاسوعای حسینی):

«با هلی‌کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه‌ها هم تا ظهر کم‌کم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است.

آب لتیان پایین‌تر از سطح آن در سال گذشته است. یک نفر چینی پیش‌بینی کرده است که ساعت ۸ امروز زلزله‌ای به قدرت ۸/۶ ریشتر در تهران روی خواهد داد. به همین خاطر بسیاری از مردم از تهران سفر کرده یا از خانه بیرون رفته‌اند… آمدن ما به لتیان هم بی‌ارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلاً قبول ندارم فقط به خاطر بچه‌ها آمدم.»[۱]

دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۷۰ (عاشورای حسینی)

امروز عاشورا است. تا ساعت هشت و نیم صبح خوابیدم. روز را به «استراحت» و انجام کارهایی که با خودم به «لتیان» برده بودم، گذراندم. نزدیک غروب به خانه برگشتم.[۲]

مطابق خاطرات سال ۱۳۷۲ هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش سفر تفریحی خانوادگی را با جمعی از بستگان از سوم محرم (برابر با سوم تیر ۱۳۷۲ آغاز می‌کنند و تا ششم محرم که به تهران برمی‌گردند در سواحل خزر به تفریح می‌پردازند؛ و دوباره روز یازدهم محرم (برابر با ۱۱ تیر) برای تفریح به دریاچه سد لتیان می‌روند. او دراین‌باره می‌نویسد:

سوم تیر ۱۳۷۲: (سوم محرم)

«…زیر نور مهتاب مقداری شنا کردم، با حال و آرامش‌بخش بود؛ شام را دیر وقت خوردیم و کمی پیاده‌روی و خواب…»[۳]

پنجم تیر ۱۳۷۲: (پنجم محرم)

«بعد از نماز در ساحل دریا قدم زدم و منظره جالب بالا آمدن خورشید را تماشا کردم…با اتوبوس به‌سوی فرودگاه رشت حرکت کردیم. در خیابان‌های شهر دسته‌های عزاداری محرم مشغول عزاداری بودند.»[۴]

یازدهم تیر ۱۳۷۲: (یازدهم محرم، فردای عاشورا)

«امروز به سد لتیان رفتیم. بچه‌ها و بستگان هم آمدند. عفت و یاسر نبودند. پیش از ظهر همراه عماد و علیرضا و جلال مدتی قایق پدالی در دریاچه سد راندیم. بعدازظهر نیم ساعتی شنا کردم و بقیه روز را استراحت و قدم زدن و مقداری مطالعه و استماع گزارش‌ها داشتم…»[۵]


[۱] – خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال ۱۳۷۰، سازندگی و شکوفایی، صفحه ۲۳۶

[۲] خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال ۱۳۷۰، سازندگی و شکوفایی، صفحه ۲۳۶ و ۲۳۷

[۳] – کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، صلابت سازندگی، خاطرات سال ۱۳۷۲، صفحه ۱۸۵

[۴] – همان، صفحه ۱۸۶

[۵] – همان، صفحه ۱۹۳

مشرق نیوز 

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاه ها