فاطمه خاکیان روانشناس

دسته: روزنامه ها
پنجشنبه - ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

کانال تلگرام شهر من رشت



زمان انتشار: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

صفحه خبر: صفحه آخر

یکی از مسائل مهم هر جامعه‌ای سلامت افراد آن جامعه است. اگر بخواهیم سلامتی افراد را مورد بررسی قرار دهیم، در ابتدا باید یک تقسیم‌بندی در مورد آن انجام دهیم. این تقسیم‌بندی، سلامت جسمانی و سلامت روانی افراد را تشکیل می‌دهد. وقتی صحبت از مقوله اول می‌شود بلافاصله اعضای به اصطلاح سخت افزاری بدن در ذهن تداعی می‌شود؛ اعضایی چون قلب، مغز، کبد، کلیه، ریه و شش‌ها که ارگان‌هایی اساسی و مهم را در بدن تشکیل می‌دهند. اما مقوله دوم، سلامت روان چه؟ نگاه ما به روان انسان، بخش نرم افزاری بدن او را تشکیل می‌دهد. آیا سلامت روانی افراد به اندازه سلامت جسمانی آنها، مهم و اساسی و درخور توجه و اهمیت است یا همین که جسم سالم باشد و بدن درگیر و دار رفت و آمدهای مخل چون انواع و اقسام مهمان‌های ناخوانده بیماری‌زا قرار نگیرد کافی است؟ چرا وقتی صحبت از سلامت روان و در خطر بودن آن می‌شود خیلی از افراد نوعی جبهه‌گیری و یا به اصطلاح گارد می‌گیرند. این گاردگیری از آنجا ناشی می‌شود که تصورات عموم مردم مبنی بر این است که تنها افرادی نیازمند مراجعه به روانشناس و روانپزشک هستند که دیوانه باشند و وقتی درخواست” برای رفع مشکلاتت و مشاوره آن به یک روانشناس مراجعه کن ” را می‌شنوند، آن جمله همیشگی را دریافت می‌کنیم: (مگر من دیوانه‌ام؟) اما آیا صرفاً سلامت جسمانی و داشتن بدنی سالم تضمین کننده یک زندگی ایده آل می‌باشد؟ اگر از نگاه متخصصان سلامت روان به این مقوله بنگریم باید بگوییم خیر. بشر در کنار جسمی سالم، به روانی سالم نیز نیازمند است. بیماری‌های روانی همواره به عنوان خطری در کمین نشسته، انسان و جامعه را تهدید می‌کنند. در عصر حاضر به دلیل هزاران مشکلات موجود در جامعه از قبیل فقر اقتصادی، کمبود امکانات اولیه بهداشتی در برخی مناطق، بیکاری، اعتیاد، زندگی ماشینی و دردسرهای برآورده‌کردن نیازمندی‌های آن، این خطر کم و بیش احساس می‌شود. فضایی که از شادی، خنده و دورهمی‌های گذشته در آن خبری نیست، ظهور بیماری‌های روانی چون: بی قراری ها، استرس، افسردگی، اضطراب، وسواس فکری و عملی را در پی دارد. مشکلات موجود در زندگی انسان‌ها، آنها را از مسیر رشد طبیعی‌شان بازمی‌دارد؛ انسان‌ها در برخورد با مشکلات و بیماری‌های روحی و روانی خود واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. یکی از واکنش‌هایی که مورد استفاده گسترده‌ای قرار می‌گیرد، استفاده از مکانیزم‌های دفاعی می‌باشد. مکانیزم‌های دفاعی، ابزارهایی روانی هستند که به کمک افراد برای مقابله با فشارهای زندگی می‌آیند تا با کمترین فشار ممکن، بتوانند آن خطر را دور زده و نفس راحتی بکشند. ما دو نوع مکانیزم دفاعی داریم. مکانیزم‌های دفاعی بلوغ یافته و مکانیزم‌های دفاعی بلوغ نیافته. مکانیزم‌های دفاعی بلوغ یافته، مقبول بوده و از بزرگسالان سالم سر می‌زند. این دفاع‌ها در سلامت روان افراد نقش تعیین کننده و مثبتی دارند. مثل: نوع دوستی، شوخ طبعی و غیره. مثلاً در مکانیزم دفاعی نوع دوستی، فرد از خدمت‌رسانی و کمک به دیگران احساس رضایت دارد و انرژی مثبتی دریافت می‌کند. از اصلی‌ترین مکانیزم‌های دفاعی بلوغ نیافته که مورد استفاده قرار می‌گیرند، مکانیزم سرکوب یا واپس رانی است. به این معنا که فرد از به یادآوری افکار، خاطرات، آرزو و تجارب دردناکی که در گذشته داشته، خودداری کرده و دائماً آن افکار را از خود دور می‌کند. یا در مکانیزم دفاعی دلیل تراشی، فردی که از اداره خود اخراج می‌شود علت اخراج خود را چنین توجیه می‌کند: چون من آدم چاپلوسی نبودم مرا اخراج کردند. یا کسی که به بیماری سرطان مبتلاست نمی‌خواهد باور داشته باشد که آن بیماری را دارد چون پذیرش آن دردناک است؛ لذا از مکانیزم دفاعی انکار استفاده می‌کند. یا مردی که در اداره از دست رئیس خود عصبانی است و از آنجایی که قادر نیست بر سر رئیس خود فریاد بکشد وقتی به خانه می‌آید عصبانیتش را بر سر همسرش خالی می‌کند، از مکانیزم دفاعی جابه جایی استفاده کرده است و ده‌ها مکانیزم دفاعی دیگر که آسیب زا، بلوغ نیافته و ناپخته و روان رنجور هستند. استفاده بیش از حد، افراطی و انعطاف‌ناپذیر از این مکانیزم‌ها موجب می‌شود که انسان از دنیای واقعی فاصله گرفته و در دنیایی از دلیل تراشی‌ها باقی بماند که نتیجه‌ای جز پوچی نخواهد داشت. این ابزارهای دفاعی نوعی سانسور کردن از احساسات افراد است که به نوعی آنها را معقول‌تر و پسندیده‌تر جلوه می‌دهد. احساسات نشان داده شده آن چیزی نیستند که ما می‌بینیم و عمیق‌تر که نگاه کنیم در پس آنها دنیای رازآلودی نهفته است. روانشناسان معتقدند که احساسات ابراز نشده هرگز نمی‌میرند، آنها زنده دفن می‌شوند و بعدها به صورت‌های زشت‌تری ظهور پیدا می‌کنند. آنجا که بیماری‌های روانی، فرد را نشانه می‌گیرند و در خود غرق می‌کنند، آن نقطه‌ای است که متوجه می‌شویم ما در کنار بعد جسمانی خود، بعد مهم‌تر و حیاتی‌تری نیز داریم و آن، روان است. سلامت، عنصری است حیاتی که حیات یک کشور را در خود جای می‌دهد و این وظیفه خطیر برعهده متخصصین روانشناس و روانپزشکان می‌باشد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاه ها
مسعود اصغری این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۷ ق٫ظ پاسخ به دیدگاه

مطلب بسیار عالی و تاثیر گذاری بود لطفا مطلب بیشتری در خصوص مکانیزمهای دفاعی از این روانشناس در سایت قرار دهید

باران این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۷:۲۵ ب٫ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و خسته نباشید بر شما . مقاله خیلی عالی و جامع و کاملی بود . مخصوصا قسمت مکانیزم های دفاعی خیلی جالب بود . اصلا نمیدونستم این چیزهای عادی که ما در زندگی به کار میبریم واقعا منبع علمی داره . جالب بود . سپاس از شما . بازم در این خصوص و مطالب روانشناسی بزارید .